ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

201

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

آنان مأمور پاكسازى و خارج كردن گل و لاى آن شدند . سپس از سال 965 هجرى به بعد ، به علت كمى باران ، چشمه‌ها خشك شد و آب چاهها رو به كاهش نهاد . نزديك به هفت سال بدين منوال گذشت . از چشمه‌ها فقط چشمهء عرفات باقى مانده بود كه آن هم جريان آبش بسيار اندك شده بود ، چون چگونگى را به سلطان سليمان ( عثمانى ) گزارش كردند ، دستور اصلاح آن را صادر نمود و بدين منظور قاضى مكه عبد الباقى مغربى و حاكم جده خير الدين به همراه گروهى ديگر از بزرگان شهر تشكيل جلسه دادند و در مورد تعمير و اصلاح آن به مشورت پرداختند . نتيجهء نظر همگى بر آن شد كه قوىترين چشمه در اين منطقه همانا چشمه عرفات بوده و بدين منظور آب چاه زبيده را كه در پشت منا قرار دارد به مكه برسانند ، با توجه به آن كه مجراى قديمى زيرزمينى آن تا مكه منهدم شده بود ، از اين رو در سال 969 هجرى مبلغ سى هزار دينار را از دربار عثمانى جهت انجام اين پروژه خواستار شدند . شاهزاده فاطمه خانم دختر سلطان سليمان كه خانمى خيرخواه بود ، از پدر خويش كسب اجازه نمود تا به خرج خود براى اصلاح قناتها اقدام نمايد و نامبرده پس از كسب اجازه و مشورت با وزيران ، امير ابراهيم بن تكرين خزانه‌دار ديوان مصر را براى نظارت بر اين امر تعيين نموده و مبلغ پنجاه هزار دينار را در اختيار وى قرار داد . امير در تاريخ 22 ذى القعده سال 969 هجرى وارد جده شد و سپس به سوى مكه حركت نمود . شريف مكه محمد بن نمى به استقبال او شتافت و با عزت و احترام وى را تا مكه همراهى نمود . قاضى مكه حسين حسنى به ديدار او آمد . امير مقصود از مسافرت خود با آنان را در ميان گذاشت شريف و قاضى نتيجهء بررسيها و نظرات خود را دربارهء چشمه عرفه با او در ميان گذاشتند و خود وى نيز به بررسى چشمه عرفه پرداخت و از نزديك با وضعيت آن آشنا شد . امير از مصر و شام و حلب و آستانه ( پايتخت عثمانى اسلامبول ) و يمن ، گروهى از مهندسان و صاحبنظران در چشمه و چاه و آهنگران و بناها و سنگ‌چينها و سنگ‌شكنها و نجارها و ديگر افرادى را كه براى انجام اين كار نياز داشت احضار نمود . وسايل و دستگاههاى لازم را نيز مصر حاضر نمود و عمليات ساختمانى خود را به كمك افراد ياد